تاریخ شفاهی؛ زیرساخت دانشی صیانت از میراث‌فرهنگی و پیشران توسعه گردشگری و صنایع‌دستی سیستان و بلوچستان

محمدهادی طهرانی‌مقدم، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی سیستان و بلوچستان در یادداشتی نوشت: تاریخ شفاهی، فراتر از ثبت خاطرات و روایت‌های فردی، رویکردی علمی برای گردآوری، مستندسازی، تحلیل و انتقال تجربه‌های زیسته، دانش‌های بومی، حافظه جمعی و سرمایه فرهنگی جوامع است.

تاریخ شفاهی، رویکردی که می‌تواند در نظام حکمرانی فرهنگی کشور، به‌ویژه در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و در پهنه تاریخی و تمدنی سیستان و بلوچستان، به ابزاری راهبردی برای حفاظت از هویت، تقویت پژوهش‌های میراثی، توسعه گردشگری هویت‌محور و پاسداشت دانش و مهارت‌های بومی تبدیل شود.

در جهان معاصر، حفاظت از میراث فرهنگی صرفاً به نگهداری بناهای تاریخی، سامان‌دهی محوطه‌های باستانی، ثبت آثار یا حفاظت از اشیای موزه‌ای محدود نمی‌شود. بخش مهمی از میراث جوامع در حافظه انسان‌هایی نهفته است که حامل تجربه‌ها، روایت‌ها، مهارت‌ها، آیین‌ها و دانشی هستند که در بسیاری از موارد، انتقال آن‌ها به نسل‌های بعد به‌صورت مکتوب انجام نشده است. این بخش از حافظه تاریخی، اگر به‌موقع شناسایی و مستند نشود، ممکن است با درگذشت حاملان آن یا دگرگونی شیوه‌های زندگی، برای همیشه از دسترس پژوهشگران و نسل‌های آینده خارج شود.

در این چارچوب، تاریخ شفاهی به‌عنوان یکی از روش‌های پژوهش تاریخی و مردم‌نگارانه، امکان دسترسی نظام‌مند به تجربه‌های زیسته افراد، روایت‌های محلی، خاطرات جمعی و دانش‌های کمتر ثبت‌شده را فراهم می‌کند. اهمیت این روش در آن است که تاریخ را از انحصار اسناد رسمی و مکتوب فراتر می‌برد و با بهره‌گیری از روایت انسان‌ها، ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست‌محیطی رویدادها را آشکار می‌سازد.

البته تاریخ شفاهی صرفاً گردآوری خاطرات یا ضبط گفت‌وگو با افراد شناخته‌شده و حتی گمنام نیست؛ بلکه فرایندی علمی است که از طراحی پژوهش و شناسایی راویان آغاز می‌شود، با مصاحبه هدفمند، ثبت دقیق اطلاعات، پیاده‌سازی و تحلیل روایت‌ها ادامه می‌یابد و در نهایت، از طریق ارزیابی اعتبار داده‌ها، تطبیق با اسناد و منابع موجود، حفاظت از فایل‌های اصلی و فراهم‌کردن دسترسی ضابطه‌مند به نتایج، به یک منبع قابل استناد تبدیل می‌شود.

از این منظر، تاریخ شفاهی می‌تواند حلقه اتصال میان حافظه انسانی، پژوهش علمی، سیاست‌گذاری فرهنگی و انتقال بین‌نسلی دانش باشد؛ ظرفیتی که بهره‌گیری هدفمند از آن برای وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، ضرورتی فراتر از یک فعالیت پژوهشی مقطعی محسوب می‌شود.

تاریخ شفاهی و مأموریت‌های سه‌گانه وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

میراث فرهنگی، مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از آثار ملموس و ناملموس، فضاهای تاریخی، خاطره‌های جمعی، سنت‌های اجتماعی و دانش‌های انباشته‌شده در طول نسل‌هاست. در بسیاری از موارد، شناخت کامل یک اثر تاریخی یا یک عنصر فرهنگی، بدون توجه به روایت‌های مرتبط با آن امکان‌پذیر نیست.

تاریخ شفاهی می‌تواند در تکمیل پرونده‌های پژوهشی و حفاظتی آثار تاریخی، مستندسازی شیوه‌های سنتی ساخت‌وساز، شناسایی تغییرات بافت‌های تاریخی، ثبت خاطرات مرتبط با محوطه‌های باستان‌شناختی، شناخت کارکردهای اجتماعی بناها و ثبت تجربه‌های استادکاران، مرمتگران، پژوهشگران و حافظان میراث فرهنگی نقش مؤثری ایفا کند.

برای نمونه، روایت یک استادکار محلی درباره شیوه تهیه مصالح بومی، فنون سنتی ساخت بنا، نحوه سازگاری معماری با اقلیم یا روش‌های قدیمی مرمت، می‌تواند اطلاعاتی فراهم آورد که در نقشه‌ها و اسناد اداری موجود نیست. این اطلاعات، در صورت بررسی و تطبیق با شواهد فنی و تاریخی، قابلیت استفاده در مطالعات حفاظتی و برنامه‌ریزی مرمت را خواهد داشت.

همچنین، ثبت تاریخ شفاهی فعالیت‌های باستان‌شناختی، خاطرات پژوهشگران و کارشناسان، تجربه‌های حفاظت از محوطه‌ها و روایت جوامع محلی درباره مکان‌های تاریخی، می‌تواند به شکل‌گیری حافظه نهادی در دستگاه میراث فرهنگی کمک کند. چنین حافظه‌ای مانع از آن می‌شود که بخش مهمی از تجربه‌های حرفه‌ای و دانش انباشته‌شده سازمانی، با تغییر مدیران، بازنشستگی کارشناسان یا جابه‌جایی نیروها از بین برود.

در حوزه میراث ناملموس نیز تاریخ شفاهی اهمیتی دوچندان دارد. بسیاری از آیین‌ها، قصه‌ها، لالایی‌ها، اشعار محلی، ضرب‌المثل‌ها، شیوه‌های سنتی درمان، دانش بومی محیط‌زیست، فنون دریانوردی و شیوه‌های معیشت، از طریق روایت و انتقال شفاهی تداوم یافته‌اند. مستندسازی این عناصر باید با مشارکت صاحبان سنت و با رعایت حقوق فرهنگی آنان انجام شود تا ثبت علمی، به ابزاری برای پاسداشت پویایی و اصالت میراث تبدیل شود، نه صرفاً گردآوری داده‌هایی جدا از جامعه حامل آن.

 تاریخ شفاهی؛ ابزار توسعه گردشگری هویت‌محور و تجربه‌محور

گردشگری در جهان امروز، بیش از گذشته بر تجربه اصیل مقصد، شناخت فرهنگ جامعه میزبان، روایت‌گری و ارتباط معنادار میان گردشگر و مکان استوار شده است. جاذبه‌های طبیعی و تاریخی، هرچند زیرساخت اصلی بسیاری از سفرها هستند، اما آنچه می‌تواند یک مقصد را در ذهن گردشگر ماندگار کند، داستان‌ها، هویت‌ها و تجربه‌های انسانی پیوندخورده با آن مقصد است.

تاریخ شفاهی این ظرفیت را دارد که به منابع معتبر روایت‌گری گردشگری تبدیل شود. خاطرات ساکنان قدیمی شهرها، روایت صیادان از زندگی در سواحل مکران، تجربه راهنمایان محلی، داستان‌های مرتبط با بازارهای سنتی، خاطرات کاروان‌ها و مسیرهای ارتباطی تاریخی و روایت خانواده‌های فعال در حرفه‌های بومی، می‌توانند محتوای ارزشمندی برای طراحی محصولات گردشگری فرهنگی، گردشگری روستایی، گردشگری دریایی، گردشگری خوراک و گردشگری تجربه‌محور فراهم کنند.

بر این اساس، تاریخ شفاهی می‌تواند پشتوانه علمی تولید محتوای موزه‌ای، طراحی مسیرهای موضوعی گردشگری، تهیه راهنمایان روایت‌محور، تدوین کتابچه‌های معرفی مقصد، تولید مستندهای فرهنگی، پادکست‌ها و محتوای دیجیتال باشد. چنین رویکردی، گردشگری را از بازدید صرف از یک جاذبه به تجربه‌ای مبتنی بر شناخت هویت و زندگی واقعی مردم ارتقا می‌دهد.

البته بهره‌گیری گردشگری از روایت‌های شفاهی، مستلزم رعایت دقت تاریخی است. هر خاطره فردی نباید بدون ارزیابی و بررسی به‌عنوان واقعیتی قطعی معرفی شود. تفکیک خاطره شخصی، روایت جمعی، افسانه محلی و واقعیت تاریخی، ضمن حفظ جذابیت روایت‌گری، از تحریف تاریخ و بازنمایی نادرست فرهنگ مقصد جلوگیری می‌کند.

 تاریخ شفاهی؛ راهبردی برای حفاظت از دانش و سرمایه انسانی صنایع‌دستی

صنایع‌دستی یکی از روشن‌ترین عرصه‌های پیوند میان حافظه تاریخی، مهارت انسانی، هویت محلی و اقتصاد فرهنگی است. بخش مهمی از دانش تولید محصولات صنایع‌دستی، در قالب آموزش استادـشاگردی، مشاهده عملی، تجربه شخصی و انتقال شفاهی میان نسل‌ها شکل گرفته است؛ دانشی که همیشه در قالب دستورالعمل‌های مکتوب یا مستندات فنی ثبت نشده است.

در استان سیستان و بلوچستان، مستندسازی تاریخ شفاهی استادکاران سوزن‌دوزی بلوچ، خامه‌دوزی، حصیربافی، توتن‌بافی، سفالگری، شیوه‌های سنتی بافت و دوخت، تولید پوشاک محلی و دیگر رشته‌های بومی، می‌تواند به شناسایی پیشینه فنون، تنوع منطقه‌ای نقش‌ها، اصطلاحات تخصصی، شیوه‌های انتخاب مواد اولیه، روش‌های آموزش و تحولات بازار تولیدات بومی کمک کند.

ثبت روایت زنان هنرمند، استادکاران پیشکسوت، خانواده‌های تولیدکننده و فعالان زنجیره تأمین صنایع‌دستی، افزون بر حفظ دانش فنی، امکان شناخت تحولات اجتماعی و اقتصادی این حوزه را نیز فراهم می‌سازد. از خلال این روایت‌ها می‌توان دریافت که چگونه تغییر الگوهای مصرف، دسترسی به مواد اولیه، توسعه بازارهای جدید، ورود ابزارهای نوین و تغییر سبک زندگی بر استمرار یا دگرگونی یک هنر اثر گذاشته است.

این اطلاعات می‌تواند در طراحی دوره‌های آموزشی، تدوین محتوای آموزشی مبتنی بر تجربه استادکاران، برنامه‌ریزی برای انتقال مهارت به نسل جوان، توسعه کسب‌وکارهای خلاق فرهنگی و طراحی محصولات متناسب با بازارهای گردشگری مورد استفاده قرار گیرد.

با این حال، مستندسازی دانش صنایع‌دستی باید با رعایت حقوق معنوی و فرهنگی صاحبان دانش همراه باشد. ثبت عمومی یک فن، نقش یا الگوی اختصاصی، بدون توجه به رضایت و منافع جامعه حامل آن، ممکن است زمینه بهره‌برداری غیرمنصفانه از دانش بومی را فراهم کند. ازاین‌رو، رضایت آگاهانه، ذکر نام پدیدآورندگان و صاحبان دانش در صورت تمایل آنان، تعیین حدود دسترسی به اطلاعات و پیش‌بینی سازوکارهای بهره‌مندی منصفانه از منافع اقتصادی، باید جزئی از سیاست مستندسازی باشد.

سیستان و بلوچستان؛ ضرورت ثبت حافظه تاریخی یک سرزمین تمدنی

استان سیستان و بلوچستان به دلیل برخورداری از تنوع تاریخی، جغرافیایی، قومی، زبانی، فرهنگی و زیستی، یکی از پهنه‌های مهم ایران برای توسعه نظام‌مند تاریخ شفاهی به شمار می‌رود. این استان از یک‌سو با پیشینه تمدنی سیستان، محوطه‌های باستان‌شناختی شاخص، از جمله شهر سوخته، و شواهد مرتبط با استقرارهای تاریخی و تحولات اجتماعی در طول هزاره‌ها شناخته می‌شود و از سوی دیگر، در گستره بلوچستان، سواحل مکران، نواحی کوهستانی، روستاهای تاریخی و مناطق مرزی، حامل مجموعه‌ای متنوع از دانش‌های بومی و سنت‌های زنده است.

این تنوع، تاریخ شفاهی را به ابزاری برای شناخت پیوند میان میراث مادی و معنوی، محیط طبیعی، شیوه‌های معیشت و تحولات اجتماعی تبدیل می‌کند.

روایت‌های مردم درباره آب، کشاورزی، نخلستان‌ها، دامداری، صیادی، تجارت محلی، صنایع‌دستی، موسیقی، آیین‌ها، معماری بومی و شیوه‌های همیاری اجتماعی، می‌توانند ابعاد کمتر ثبت‌شده تاریخ زندگی در این سرزمین را روشن کنند.

در سیستان، ثبت روایت‌های مرتبط با شیوه‌های سنتی مدیریت آب، کشاورزی، زیست در پیرامون هامون، مشاغل و مهارت‌های محلی، آیین‌ها، بازی‌های بومی و تحولات سکونتگاه‌ها، می‌تواند به شناخت رابطه تاریخی جامعه با محیط طبیعی کمک کند. این روایت‌ها، در صورت تطبیق با منابع تاریخی، اسناد، مطالعات محیطی و یافته‌های باستان‌شناختی، ظرفیت آن را دارند که به شناخت تغییرات شیوه‌های معیشت و حافظه اجتماعی منطقه یاری رسانند.

در بلوچستان نیز ثبت دانش استادکاران صنایع‌دستی، روایت‌های مرتبط با موسیقی و شعر بلوچی، آیین‌های خانوادگی و اجتماعی، پوشاک و سوزن‌دوزی، معماری بومی، شیوه‌های سازگاری با اقلیم، سنت‌های دریایی و تجربه‌های زیسته جوامع ساحلی و روستایی، می‌تواند بخشی از میراثی را مستند کند که استمرار آن به انتقال میان‌نسلی وابسته است.

در سواحل مکران و مناطق پیرامونی نیز تاریخ شفاهی صیادان، دریانوردان، فعالان تجارت محلی و جوامع ساحلی، می‌تواند اطلاعاتی درباره دانش بومی دریا، تغییرات معیشتی، شیوه‌های استفاده از منابع طبیعی و ارتباط تاریخی مردم با پهنه دریایی فراهم آورد. این داده‌ها، در کنار منابع تخصصی دیگر، برای تفسیر میراث ساحلی و دریایی و طراحی محصولات گردشگری مبتنی بر هویت محلی ارزشمند خواهند بود.

از سوی دیگر، تنوع زبانی و فرهنگی استان، ضرورت توجه به زبان اصلی روایت را برجسته می‌کند. مصاحبه با راویان سیستانی و بلوچ، به زبان و گویش طبیعی آنان، موجب حفظ اصطلاحات، مفاهیم و ظرافت‌هایی می‌شود که ممکن است در ترجمه یا بازنویسی فارسی از میان بروند. ثبت نسخه اصلی روایت در کنار پیاده‌سازی دقیق، ترجمه علمی و نمایه‌سازی دوزبانه، امکان استفاده پژوهشگران، نسل جوان و مخاطبان گسترده‌تر را فراهم می‌کند.

در این میان، باید تأکید کرد که تاریخ شفاهی جایگزین مطالعات باستان‌شناسی، بررسی اسناد یا پژوهش تاریخی نیست. روایت‌های امروزین درباره گذشته‌های دور، به‌ویژه دوره‌های پیش از تاریخ، باید در جایگاه حافظه و تفسیر معاصر جوامع بررسی شوند و نه به‌عنوان شاهد مستقل و قطعی درباره رخدادهای باستانی. ارزش علمی تاریخ شفاهی در گفت‌وگوی انتقادی میان روایت انسانی و سایر شواهد پژوهشی شکل می‌گیرد.

 از ثبت روایت‌ها تا مدیریت دانش در اداره‌کل میراث فرهنگی استان

برای اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی سیستان و بلوچستان، تاریخ شفاهی زمانی به یک ظرفیت پایدار تبدیل می‌شود که از فعالیت‌های پراکنده و مناسبتی فراتر رود و در قالب یک برنامه پژوهشی، اجرایی و قابل ارزیابی سازمان‌دهی شود.

نخستین گام، تدوین نقشه موضوعی تاریخ شفاهی استان است؛ نقشه‌ای که در آن حوزه‌های اولویت‌دار شامل میراث ملموس و ناملموس، تاریخ شکل‌گیری و تحولات موزه‌ها و محوطه‌های تاریخی، تجربه‌های حفاظت و مرمت، تاریخ فعالیت‌های گردشگری، خاطرات فعالان صنایع‌دستی، دانش‌های بومی، آیین‌ها، مشاغل سنتی و تحولات فرهنگی و اجتماعی شناسایی شوند.

در گام بعد، باید اولویت ثبت روایت‌ها بر اساس معیارهایی همچون در معرض خطر بودن دانش، سن و وضعیت حاملان میراث، احتمال فراموشی یک مهارت، اهمیت فرهنگی و پژوهشی موضوع، تنوع جغرافیایی و امکان استفاده عمومی از نتایج تعیین شود. ثبت روایت استادکاری که تنها شمار محدودی از افراد بر یک فن مسلط‌اند، یا مستندسازی دانش یک حامل سالخورده میراث ناملموس، ممکن است از نظر فوریت و اهمیت در اولویت قرار گیرد.

مرحله بعد، طراحی نظام حرفه‌ای مصاحبه و مستندسازی است. این نظام باید شامل تهیه پرسش‌نامه‌های نیمه‌ساختاریافته، تدوین شرح حال راوی، ثبت زمان و مکان مصاحبه، ضبط صوتی و تصویری باکیفیت، ثبت اطلاعات زمینه‌ای، پیاده‌سازی کامل گفت‌وگو، تهیه چکیده و کلیدواژه‌ها و نگهداری امن فایل‌های اصلی باشد.

برای ارتقای اعتبار علمی، ضروری است روایت‌ها در صورت امکان با اسناد تاریخی، عکس‌ها، نقشه‌ها، پرونده‌های اداری، منابع مکتوب و روایت‌های مستقل دیگر تطبیق داده شوند. اختلاف روایت‌ها نیز نباید به‌صورت مصنوعی حذف شود؛ زیرا تفاوت در حافظه و برداشت افراد، خود می‌تواند موضوعی مهم برای شناخت تاریخ اجتماعی باشد.

ایجاد بانک اطلاعاتی دیجیتال تاریخ شفاهی استان، گام بنیادین دیگری در این مسیر است. چنین بانکی باید امکان جست‌وجو بر اساس موضوع، نام راوی، منطقه جغرافیایی، زبان، رشته صنایع‌دستی، دوره تاریخی و نوع میراث را فراهم کند. همچنین، نگهداری نسخه پشتیبان، ثبت فراداده‌های استاندارد، حفاظت از فایل‌های اصلی، مدیریت سطوح دسترسی و پیش‌بینی برنامه بلندمدت نگهداری دیجیتال، برای جلوگیری از آسیب یا فقدان اطلاعات ضروری است.

در سطح سازمانی، همکاری میان واحدهای میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، موزه‌ها، کارشناسان ثبت آثار، پژوهشگران، دانشگاه‌ها، مراکز اسنادی، تشکل‌های حرفه‌ای، فعالان محلی و جوامع حامل میراث، می‌تواند از موازی‌کاری جلوگیری کند و به شکل‌گیری یک شبکه تخصصی تاریخ شفاهی در استان بینجامد.

ملاحظات اخلاقی و علمی؛ شرط اعتبار تاریخ شفاهی

هر برنامه تاریخ شفاهی، علاوه بر دقت فنی، باید بر اصول اخلاق پژوهش استوار باشد. مصاحبه‌شوندگان باید پیش از آغاز فرایند، از هدف پروژه، شیوه ضبط، نحوه نگهداری اطلاعات، محدوده انتشار و کاربردهای احتمالی روایت خود آگاه باشند و رضایت آگاهانه آنان ثبت شود.

حق تعیین حدود انتشار، توجه به حریم خصوصی، احترام به باورها و حساسیت‌های فرهنگی، پرهیز از تحمیل پرسش‌های آسیب‌زا و رعایت حقوق مربوط به صدا، تصویر و محتوای مصاحبه، از الزامات حرفه‌ای این حوزه است. برخی روایت‌ها ممکن است صرفاً برای استفاده پژوهشی یا دسترسی محدود مناسب باشند؛ بنابراین، انتشار عمومی نباید پیش‌فرض قطعی همه مصاحبه‌ها تلقی شود.

همچنین، در استانی با تنوع فرهنگی و زبانی سیستان و بلوچستان، مشارکت واقعی جوامع محلی در تعیین موضوعات، انتخاب راویان، تفسیر روایت‌ها و بهره‌برداری از نتایج اهمیت اساسی دارد. تاریخ شفاهی نباید صرفاً فرایندی یک‌سویه برای گردآوری اطلاعات از مردم باشد، بلکه باید زمینه‌ای برای به‌رسمیت‌شناختن نقش آنان در تولید و انتقال دانش فرهنگی فراهم کند.

پیشنهادهای اجرایی برای استقرار برنامه تاریخ شفاهی در استان

برای تبدیل این ظرفیت به یک برنامه عملیاتی در اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی سیستان و بلوچستان، می‌توان اقدامات زیر را در دستور کار قرار داد:

۱. تشکیل کارگروه تخصصی تاریخ شفاهی استان: با مشارکت کارشناسان سه حوزه مأموریتی اداره‌کل، متخصصان تاریخ و مردم‌شناسی، مراکز دانشگاهی، پژوهشگران محلی و نمایندگان جوامع حامل میراث.

۲. تدوین برنامه جامع اولویت‌بندی موضوعات: با تمرکز بر عناصر میراث ناملموس در معرض فراموشی، استادکاران پیشکسوت صنایع‌دستی، دانش‌های بومی و تجربه‌های ارزشمند حفاظت، مرمت، موزه‌داری و توسعه گردشگری.

۳. طراحی طرح تاریخ شفاهی پیشکسوتان میراث فرهنگی: برای ثبت تجربه‌های کارشناسان، باستان‌شناسان، مرمتگران، موزه‌داران، راهنمایان گردشگری، فعالان صنایع‌دستی و مدیرانی که در شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌های میراثی استان نقش داشته‌اند.

۴. راه‌اندازی بانک دیجیتال تاریخ شفاهی سیستان و بلوچستان: با استانداردهای علمی مشخص، امکان جست‌وجو و بازیابی اطلاعات، نگهداری امن فایل‌های اصلی و سطوح دسترسی متناسب با رضایت راویان.

۵. توسعه پروژه‌های تاریخ شفاهی صنایع‌دستی: با ثبت فنون، واژگان تخصصی، روایت زندگی استادکاران، شیوه‌های آموزش و تحولات تولید و عرضه محصولات، به‌منظور انتقال دانش و تقویت زنجیره ارزش صنایع‌دستی.

۶. پیوند تاریخ شفاهی با توسعه محصولات گردشگری: با تبدیل روایت‌های مستند و ارزیابی‌شده به محتوای موزه‌ای، مسیرهای فرهنگی، روایت‌گری راهنمایان، مستندهای کوتاه، پادکست‌ها و محصولات اطلاع‌رسانی گردشگری.

۷. توانمندسازی نیروهای بومی: از طریق برگزاری دوره‌های تخصصی مصاحبه، مستندسازی صوتی و تصویری، پیاده‌سازی، آرشیو دیجیتال و اخلاق پژوهش، با مشارکت دانشگاه‌ها و متخصصان مرتبط.

۸. تعیین شاخص‌های ارزیابی و گزارش‌دهی: شامل تعداد روایت‌های ثبت‌شده و ارزیابی‌شده، میزان پوشش جغرافیایی و زبانی، تعداد عناصر در معرض خطر مستندسازی‌شده، میزان مشارکت جوامع محلی، کیفیت آرشیو و میزان استفاده از داده‌ها در برنامه‌های پژوهشی، آموزشی و گردشگری.

تاریخ شفاهی به‌مثابه سرمایه‌گذاری برای آینده فرهنگی استان

تاریخ شفاهی را باید یکی از ابزارهای مهم تبدیل حافظه پراکنده انسانی به سرمایه‌ای ماندگار برای پژوهش، حفاظت، آموزش و توسعه فرهنگی دانست. اهمیت این رویکرد در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از آنجا ناشی می‌شود که هر سه حوزه مأموریتی این وزارتخانه، به‌گونه‌ای مستقیم یا غیرمستقیم، با حافظه تاریخی، دانش بومی، تجربه انسانی و انتقال بین‌نسلی فرهنگ ارتباط دارند.

در سیستان و بلوچستان، این ضرورت به دلیل گستردگی جغرافیایی، تنوع فرهنگی و زبانی، پیشینه تمدنی، غنای میراث ناملموس و حضور استادکاران و حاملان دانش‌های بومی، ابعاد راهبردی‌تری پیدا می‌کند. بخشی از سرمایه فرهنگی این استان نه در ویترین موزه‌ها و نه در پرونده‌های رسمی، بلکه در حافظه انسان‌هایی قرار دارد که تجربه و دانش آنان حاصل دهه‌ها زندگی، کار، مشاهده و انتقال سنت‌هاست.

ثبت علمی این سرمایه، صرفاً اقدامی برای حفظ گذشته نیست؛ بلکه زمینه‌ای برای تولید دانش معتبر، تقویت هویت فرهنگی، ارتقای کیفیت معرفی جاذبه‌های گردشگری، انتقال مهارت‌های بومی، پشتیبانی از صنایع‌دستی و افزایش ظرفیت‌های پژوهشی و آموزشی استان فراهم می‌آورد.

از این رو، استقرار یک نظام منسجم تاریخ شفاهی در اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی سیستان و بلوچستان، در صورت برخورداری از برنامه پژوهشی روشن، استانداردهای علمی، زیرساخت آرشیوی، مشارکت جوامع محلی و بودجه پایدار، می‌تواند به الگویی مؤثر در پیوند میان حفاظت میراث، توسعه گردشگری و صیانت از سرمایه انسانی و فرهنگی تبدیل شود.

آنچه امروز از زبان حافظان میراث، استادکاران، پیشکسوتان و مردم این سرزمین ثبت و مستند می‌شود، تنها روایت گذشته نیست؛ بخشی از زیرساخت دانشی آینده سیستان و بلوچستان است. آینده‌ای که در آن، توسعه پایدار زمانی معنا و ماندگاری بیشتری خواهد داشت که بر شناخت عمیق از تاریخ، فرهنگ، هویت و تجربه زیسته مردم استوار باشد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405080200071
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha